معنی میثب
7 بازدید
[ ثَ ] (ع اِ) زمین نرم. (منتهی الارب، مادهٔ وث ب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زمین بلند و برآمده. (منتهی الارب) (آنندراج). || زمین مرتفع. (از ناظم الاطباء). || جدول و چشمهٔ خرد. (ناظم الاطباء). چشمهٔ خرد. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) برجهنده و نشیننده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ ثَ ] (اِخ) مالی است در مدینه و آن یکی از صدقات نبی علیه السلام است و برای وی هفت حیطان به نامهای برقه و میثب و صافیه و اعواف و حسنی و دلال و مشربة ام ابراهیم بود. (از معجم البلدان).[ ثَ ] (اِخ) موضعی است در راه مکه نزدیک غدیر خم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «میثب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثب» برای سرودن شعر