معنی میثاق
6 بازدید
(ع اِ) (از «وث ق») عهد و پیمان. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث) (ناظم الاطباء). مَوثِق. (منتهی الارب) (غیاث) (ناظم الاطباء). عهد استوار. (ترجمان القرآن جرجانی ص ۹۷). وثاق. بند. عهد. پیمان. قرارداد. عقد. معاهده. ج، مواثیق. (یادداشت مؤلف). عهد و شرط و پیمان و قول و قرار. (ناظم الاطباء). پیمان. ج، مواثیق. (مهذب الاسماء). پیمان. (دهار). آنچه عهد را بر آن استوار کنند چون سوگند و مانند آن. (ترجمان القرآن جرجانی ص ۹۷): عهد و میثاق باز تازه کنیم از سحرگاه تا بوقت نماز.آغاجی. بر نفس خود پیمان گرفته ام از عهد و میثاق الهی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۸). از سرحد وجود بگذر خاقانیا با عدم از عاشقی دست به میثاق نه.خاقانی. بر آن رفت میثاق آن انجمن که از بهر بتخانهٔ خویشتن.نظامی. - روز میثاق؛ عبارت است از روز ازل که ارواح به ربوبیت حق اقرار آوردند که آیت {/B«أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قََالُوا بَلی ََ»۱۵-۱۹۷:۱۷۲/}(قرآن ۷/۱۷۲) بیان آن است. (غیاث) (آنندراج): در ازل مقام ارواح ایشان و به روز میثاق هم بر این مراتب بود که ذکر کرده شد. (انیس الطالبین ص ۱۱). || زنهار. ج، مواثیق. (دهار). || استواری. ج، مواثق، مواثیق، میاثق، میاثیق. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مَوثِق. (منتهی الارب). استواری. (غیاث) (آنندراج) (دهار). قوله تعالی : {/Bاَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اَللََّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثََاقِهِ... ۱-۷۲:۲۷/}(قرآن ۲/۲۵). (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «میثاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر