معنی میاوری
5 بازدید
[ وَ ] (ص نسبی، اِ) ظاهراً و به قرینهٔ مقام باید نوعی از جامه باشد. (حاشیهٔ تاریخ بیهقی چ فیاض چ مشهد ص ۵۸۰). و ممکن است که نسبتی باشد به شهر میاور و پارچهٔ بافت و ساخت آنجا نظیر ششتری و غیره : من که بوالفضلم بر آن جمله دیدم که در سر این دره (درهٔ دینار) میاوری حواصل داشتم و قبای روباه سرخ و بارانی و دیگر چیزها فراخور این و بر اسب چنان بودم از سرما که گفتی هیچ چیز پوشیده ندارمی. (تاریخ بیهقی چ مشهد ص ۵۸۰).
کلمات همقافیه با «میاوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر