معنی میان دربند

معنی میان دربند

7 بازدید
[ دَ بَ ] (اِخ) میان دربند و بالا دربند و زیر دربند، از بلوکات ولایت کرمانشاهان است. حد شمالی: کردستان. شرقی: سنقر. جنوبی: کرمانشاهان. غربی: قصر و ذناب است. (از جغرافیای سیاسی کیهان). نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در شمال باختری کرمانشاه طرفین شوسهٔ کرمانشاهان به سنندج و از شمال محدود است به بخش کامیاران شهرستان سنندج و از جنوب به دهستان حومهٔ شهر و از خاور به دهستان پای روند و پیله وار و از باختر به دهستانهای خالصه و بخش روانسر. چون دیه های آن در طول رودخانهٔ کامیاران و رازآوار واقع شده به میان دربند مشهور گشته و هوای دهستان سالم و سردسیر و کوههای مهم آن چاله زرد - کمر کبود -بلوچ است. این دهستان از ۷۶ آبادی بزرگ و کوچک و ۱۱۵۰۰ تن جمعیت تشکیل شده و آبادیهای مهم آن عبارت است از: ده گل، چقاماران، بی ابر، باتمان جعفرآباد، شاه خانی. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «میان دربند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید