معنی میان‌کنگی

معنی میان‌کنگی

4 بازدید
[ کَ ] (اِخ) نام یکی از بخش های سه گانهٔ شهرستان زابل، واقع در شمال خاوری زابل نزدیک مرز افغانستان و مشخصات آن به شرح زیر است: از شمال و خاور به مرز افغانستان از جنوب به بخش شیب آب و دهستان ناروئی از باختر به بخش شیب آب. منطقه ای است جلگه با هوای گرمسیر معتدل. آب دیه ها بیشتر از رود هیرمند تأمین می شود مرکز بخش ده دوست محمد و تعداد قراء آن ۲۰ و جمعیت آن در حدود ۶۸۷۰۰ تن است. راههای بخش عموماً مالرو است و قراء مهم آن عبارت است از: جهان آباد، خمک، سیادک، میلک، کرکو. صنایع دستی زنان، قالیچه و گلیم و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸). از بلوکات ولایت سیستان ایران و عدهٔ قراء آن ۲۰ است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).

کلمات هم‌قافیه با «میان‌کنگی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید