معنی میانکاواک
4 بازدید
(ص مرکب) پوک. اجوف. مجوف. میان تهی. میان خالی. توخالی. (یادداشت مؤلف): هشم؛ شکستن نان خشک و هرچیز خشک و میان کاواک. (منتهی الارب). و رجوع به میان تهی و میان خالی شود.
کلمات همقافیه با «میانکاواک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر