معنی میانک
3 بازدید
[ نَ ] (اِ مصغر) (مرکب از میان +کاف تصغیر و تحقیر) کمر خرد. || کمر. میان : این غاشیه کش گشته پیش کامل این بسته میانک به پیش نظّام .ناصرخسرو.[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان علوی کلا بخش مرکزی شهرستان نوشهر، واقع در ۶هزارگزی المده با ۱۷۰ تن سکنه. آب آن از گچرود و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «میانک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر