معنی میانهقد
5 بازدید
[ نَ / نِ قَ ] (ص مرکب) میان بالا و میان قد. (ناظم الاطباء). متوسطقامت. (آنندراج). میانه قامت. میانه بالا. معتدل القامه. (یادداشت مؤلف). صعت. (منتهی الارب): ترکة؛ زن میانه قد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «میانهقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر