معنی میانهسال
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص مرکب) دوموی. نیم عمر. (زمخشری). میانه سن. میانه عمر. نه جوان و نه پیر. (ناظم الاطباء). آن که نه جوان و نه پیر است. نه پیر و نه جوان. میان جوانی و پیری. که نه جوان و نه پیر باشد. کهل. (مرد). دومویه. کهله (زن).
کلمات همقافیه با «میانهسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر