معنی میاندوآب

معنی میاندوآب

7 بازدید
[ دُ ] (اِخ) نام بخشی از شهرستان مراغه، واقع در جنوب باختری مراغه و کنار دریاچهٔ ارومیه و محدود است از طرف شمال به دهستان گاودول شهرستان مراغه. و از جنوب به رودخانهٔ سیمین رود و دهستان شهرویران مهاباد و از خاور به رودخانهٔ زرینه رود و از باختر به دریاچهٔ ارومیه. آب بیشتر آبادیها از سیمین رود و زرینه رود تأمین می گردد. محصول عمدهٔ بخش عبارت است از چغندرقند، کشمش، غلات، پنبه، زردآلو و کرچک. این بخش از دو دهستان به نام مرحمت آباد و قره لر تشکیل شده و جمع آبادیهای آن ۱۱۸ و جمعیت آن حدود ۳۷۱۶۰ تن می باشد که بیشتر به کار کشاورزی مشغولند. در بخش میاندوآب هفته ای دو روز بازار عمومی است یکی به نام بازار قابان کندی در ۹ هزارگزی و دیگری به نام زنجیرآباد در ۱۲ هزارگزی مراغه تشکیل می شود. راه شوسه به مراغه و تبریز و مهاباد و بوکان و بناب و شاهیندژ و سراسکند دارد و چون در جلگه واقع است در تابستان به بیشتر دهات می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ دُ ] (اِخ) قصبه و مرکز بخش میاندوآب از شهرستان مراغه، واقع در ۵۶ هزارگزی خاوری مهاباد و ۴۰هزارگزی شمال بوکان و ۵۵هزارگزی جنوب باختری مراغه و ۱۸۷هزارگزی جنوب باختری تبریز، با مختصات جغرافیایی ۴۷ درجه و ۶ دقیقه طول و ۳۶ درجه و ۵۸ دقیقه و ۲۰ ثانیه عرض. آب قصبه بیشتر از زرینه رود و سیمین رود تأمین می گردد که آب زرینه رود به علت تلخی فقط برای آبیاری مصرف می شود. جمعیت آن در حدود ۹۷۳۸ تن است و قصبه در کنار شوسهٔ تبریز به مهاباد و بوکان و در جلگه واقع و دارای ادارات دولتی و خیابانها و دبیرستان و دبستانها و حدود ۳۰۰ باب دکان و کاروانسرا و یک کارخانهٔ قند در ۱۲هزارگزی است. محصول عمدهٔ آن چغندر و کشمش و زردآلو و حبوب و کرچک و شفتالوست. شغل عمدهٔ اهالی داد و ستد و کشاورزی و دامداری و صنایع عمدهٔ آن جاجیم و جوراب بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴). نام مرکز بلوک مرحمت آباد مراغه. (از جغرافیای سیاسی کیهان). نام قصبه ای در ۴۸هزارگزی دو راههٔ بناب میان قجلی و میاندوآب کهنه. کارخانهٔ قندسازی دارد که در سال ۱۳۱۵ هـ . ش. دایر شده است. ارتفاع آن در حدود ۱۳۰۰ گز و حداکثر حرارت ۳۵ و حداقل ۱۵ درجه است. (از یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «میاندوآب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «آب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید