معنی میاندره
4 بازدید
[ دَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین، واقع در ۱۳هزارگزی راه شوسه با ۱۹۴ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ دَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان غنی بیگلو بخش ماه نشان شهرستان زنجان، واقع در ۱۲هزارگزی راه عمومی با ۲۷۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان، واقع در ۱۰هزارگزی خاور کردکوی با ۷۲۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ دَ رَ ] (اِخ) نام ایستگاه راه آهن از دهستان علا بخش مرکزی شهرستان سمنان و آن اولین ایستگاه سمنان به دامغان در کیلومتر ۱۸ است سکنهٔ آن همان کارمندان ایستگاهند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ دَ رَ ] (اِخ) موضعی است میان فیروزکوه و شاهی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «میاندره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر