معنی میانجا
5 بازدید
(اِ مرکب) مرکز. وسط. || کنایه است از مرکز زمین، و قدما معتقد بودند کعبه مرکز زمین است : کعبه همچون شاه زنبوران میانجا معتکف عالمی گردش چو زنبوران غریوان آمده. خاقانی.
کلمات همقافیه با «میانجا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جا» برای سرودن شعر