معنی میانج
6 بازدید
[ نَ ] (اِخ) میانه. (لغات فرهنگستان). شهر میانه. (ناظم الاطباء). نام شهرکی است در ۱۰۹هزارگزی هروآباد (خلخال) در کنار جادهٔ زنجان و تبریز میان جمال آباد و ادینیک در ۴۵۱هزارگزی تهران. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به میانه شود.[ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان قاقازان بخش ضیاآباد شهرستان قزوین، واقع در ۱۸هزارگزی راه عمومی با ۱۵۰ تن سکنه می باشد. آب آن از رودخانهٔ خراس و راه آن مالرو است. ساکنان آن از طایفهٔ غیاثوند هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان، واقع در ۷ هزارگزی راه عمومی با ۷۷۷ تن سکنه. آب آن از چشمه و رود محلی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوریاد بخش ماه نشان شهرستان زنجان، واقع در ۱۲هزارگزی راه عمومی با ۲۱۴ تن سکنه می باشد. آب آن از چشمه و قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «میانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر