معنی مگسرانی
6 بازدید
[ مَ گَ ] (حامص مرکب) راندن مگس و پشه و جز آن. (ناظم الاطباء). - مگس رانی کردن؛ مگس ران بودن. مگس راندن از چیزی : وگر چون عیسی از خورشید سازم خوانچهٔ زرین پر طاوس فردوسی کند بر خوان مگس رانی. خاقانی. و رجوع به مگس ران (معنی دوم) شود.
کلمات همقافیه با «مگسرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر