معنی مگرمج
6 بازدید
[ مَ گَ مَ ] (اِ) نهنگ که به عربی تمساح گویند و این مشترک است در هندی غایتش به جیم فارسی مخلوط است. (آنندراج). تمساح و تساچه و اژدر. (ناظم الاطباء): گردن شکسته ای که به نسبت وزیر اوست از پای تا به سر چو مگرمج همه گلوست. شفیع اثر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مگرمج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مج» برای سرودن شعر