معنی مکیل
5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) پیمودن به پیمانه. (تاج المصادر بیهقی). پیمانه کردن. کَیل. مَکال. این کلمه شاذ است زیرا مصدر از فَعَل یَفعِل، مَفعَل آید. (از اقرب الموارد).[ مَ ] (ع ص) پیموده. مکیول. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). به پیمانه پیموده شده. (غیاث) (آنندراج). || (اصطلاح فقه) هر مالی که موقع معامله متعارف این باشد که کیل کرده و قبض و اقباض بعمل آورند. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی).[ مِ یَ ] (ع اِ) پیمانه. مِکْیَلة. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). پیمانه و آلتی که بدان چیزی را می پیمایند. (ناظم الاطباء). ج، مکایل. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر