معنی مکیده
4 بازدید
[ مَ دَ / دِ ] (ن مف) خنیده و مک زده. (ناظم الاطباء). آنچه میان دو لب و زبان و کام فشرده و شیره یا مایع آن را فروداده باشند. مزیده. چوشیده. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): دامن سخن به ثفل خاییده و مکیدهٔ ایشان بازنیفتاده. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۹۶). و رجوع به مکیدن شود.[ مَ دَ ] (ع اِمص، اِ) مکر و خدعه. (ناظم الاطباء). مکیدة. و رجوع به مکیدة و مکیدت شود.
کلمات همقافیه با «مکیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر