معنی مکیث
8 بازدید
[ مَ ] (ع ص) رجل مکیث؛ مردی آهسته. (مهذب الاسماء). صاحب وقر و گران سنگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). مرد باوقار و متین که شتاب نورزد. ج، مُکَثاء. مکیثون: توضأ وضوءاً مکیثاً؛ ای بطیئاً متأنیاً غیر متسعجل. (از اقرب الموارد). || درنگ کننده. (ناظم الاطباء). مکث کننده. (از اقرب الموارد).[ مَ ] (از ع، اِمص) مکث و درنگ. (ناظم الاطباء). تلفظ عامیانهٔ مکث عربی به معنی درنگ کردن. (حاشیهٔ برهان چ معین). - مکیث کردن؛ مکث کردن و درنگ نمودن و تأخیر کردن باشد. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مکیث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر