معنی مکوس
5 بازدید
[ مِ وَ ] (ع اِ) ابزاری که بدان آژین می کنند سنگ آسیا را. (ناظم الاطباء). || ابزاری آهنی که به آن سنگ آسیا را وقتی که درشت گردد هموار کنند. ج، مکاوس. (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ مُ ] (ع اِ) جِ مَکس. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از دزی ج ۲ ص ۶۰۶). المکوس و المراصد، و هما تقابلان الکمارک و العوائد فی هذه الایام و کانوا یأخذون ضریبة من کل تجارة واردة فی البحر او البر مهما یکن نوعها من الانسجة أو المحصولات أو المصنوعات او الرقیق و غیره. (تاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان چ مصر جزء دوم ص ۹۳). نوعی عوارض که در حکومتهای اسلامی در سرحدات ممالک مفتوحه از ورود و خروج کالاها می گرفتند. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی). و رجوع به مکس شود.
کلمات همقافیه با «مکوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر