معنی مکوری
5 بازدید
[ مَ وَرْ را / مُ وَرْ را / مِ وَرْ را ] (ع ص) مرد ناکس فاحش بدزبان بسیارگوی یا کوتاه بالای پهن اندام. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ناکس و کوتاه قد پهناور. (شرح قاموس ص ۳۷۶). || (اِ) پاره ای بزرگ از سرگین. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سرگین بزرگ. (شرح قاموس ص ۳۷۶).[ مَ وَ ری ی / مِ وَ ری ی ] (ع ص) مرد ناکس فرومایه و فاحش و بدزبان پرگوی. (ناظم الاطباء). لئیم. (از اقرب الموارد). || کوتاه بالای پهن اندام. || آنکه نوک بینی وی بزرگ باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر