معنی مکور

معنی مکور

7 بازدید
[ مُ کَ وْ وَ ] (ع ص) دستار پیچیده و بسته و آمادهٔ بر سر نهادن را گویند: چهل سال دستی جامه داشت و دستاری مکور که روز آدینه برای نماز جمعه درپوشیدی [ ابوسعید خسروآبادی ] چون به خانه رسیدی در صندوق نهادی و با جامهٔ نماز جمعه نزدیک هیچ مخلوقی نرفتی. (تاریخ بیهق ص ۲۱۰).
[ مَ کْ وَ ] (ع اِ) پالان شتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مِ کْ وَ ] (ع اِ) دستار. مِکوَرة. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). عمامه و دستار. (ناظم الاطباء).
[ مَ ] (ع ص) فریبنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بسیارمکر. مکار. (از اقرب الموارد).
[ مُ ] (ع اِ) جِ مکر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ مکر، به معنی فریب. (آنندراج). و رجوع به مکر شود. || جِ مکرة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مکرة شود. || انواع درخت مانند رُغل و جز آن. || مکورالاغصان؛ درختی است جداگانه. (از اقرب الموارد).
[ مِ وَرر / مَ وَرر / مُ وَرر ] (ع ص) مرد ناکس فاحش بدزبان بسیارگوی، یا کوتاه بالای پهن اندام. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) پاره ای بزرگ از سرگین. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مکور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید