معنی مکنونات
8 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ مکنونة. نهان داشته ها. نهفته ها: حزم او که... از مغیبات و مکنونات قدر خبر می دهد. (سندبادنامه ص ۱۲). هرچه خواست بیافرید از مکنونات و موجودات. (قصص الانبیاء ص ۱۲). و رجوع به مکنون و مکنونة شود. - مکنونات ضمیر؛ آنچه در درون انسان نهفته است. مافی الضمیر: از مکنونات ضمیر در عقد موالات شرحی بواجبی نتوانست دادن. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۷۲).
کلمات همقافیه با «مکنونات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر