معنی مکنوز
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) خزانه کرده شده. (غیاث) (آنندراج). پنهان و گذاشته شده در گنجینه. (ناظم الاطباء): شاه گفت... اثاث و امتعه و مکنوز و مدخر از محمولات اثقال... جمله به جایگاهی نقل باید کردن که اختیار افتد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۸۹). || مجازاً، به معنی پنهان داشته شده. (غیاث) (آنندراج): خمش کن از خصال شمس تبریز همان بهتر که باشد گنج مکنوز.مولوی.
کلمات همقافیه با «مکنوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر