معنی مکنف
6 بازدید
[ مُ نِ ] (ع ص) پوشاننده و پنهان کننده. حاجز. حاجب : گرچه از یک وجه منطق کاشف است لیک از ده وجه پرده و مکنف است. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۲۶۳).[ مُ کَ نْ نَ ] (ع ص) هر چیزی که کناره های آن را فراهم آورده و جمع کرده باشند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - صلاء مکنف؛ بریانی فراهم آورده جوانب. (منتهی الارب). بریانی که کناره های آن را فراهم آورده باشند. (ناظم الاطباء). || رجل مکنف اللحیة؛ مرد بزرگ ریش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکنف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر