معنی مکن

معنی مکن

6 بازدید
[ مَ ] (ع مص) بیضه نهادن سوسمار و مانند آن. (منتهی الارب). تخم نهادن سوسمار و مانند آن و جمع شدن تخمها در زیر شکم آن. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مَ کِ ] (ع اِ) جِ مکنة. (منتهی الارب). رجوع به مکنة شود.
[ مَ / مَ کِ ] (ع اِ) خایهٔ سوسمار. (مهذب الاسماء). بیضهٔ سوسمار و ملخ و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج). تخم سوسمار و ملخ و مانند آن. (ناظم الاطباء). تخم سوسمار و ملخ و امثال آن دو، چنانکه گویند: مکن الضباب طعام العریب. واحد آن مکنة است. ج، مکنات. (از اقرب الموارد).
[ مُ کَ ن ن ] (ع ص) علم پنهان داشته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پنهان داشته شده. (آنندراج) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مکن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید