معنی مکموم
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) خرمابن غلاف غوره برآورده. مکمومة. (منتهی الارب) (آنندراج). خرمابن طلع برآورده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نهال خرما فروپوشیده به چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). نهال خرمابن پوشیده شده به چیزی تا مصون و محفوظ ماند. (ناظم الاطباء). خوشهٔ خرما که هنگام رطب شدن پوشیده شود تا میوهٔ آن تر و تازه بماند و پرندگان و گرما آن را تباه نکنند. (از اقرب الموارد). || شتری که دهان آن را با دهان بند بسته باشند تا نگزد. (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مکموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر