معنی مکلب
6 بازدید
[ مُ کَ لْ لِ ] (ع ص) آنکه سگ را صید کردن آموزد. ج، مکلبون. (مهذب الاسماء). شکارآموزندهٔ سگ. (منتهی الارب) (آنندراج). کسی که به سگ شکار کردن می آموزد. (ناظم الاطباء). آموزندهٔ سگ و سایر جانوارن و مرغان شکارکننده. (از اقرب الموارد). سگبان. (تفسیر ابوالفتوح).[ مُ کَ لْ لَ ] (ع ص) بندی. مقلوب مُکَبَّل است. (منتهی الارب) (آنندراج). بندی و قید کرده شده و حبس شده. مقلوب مکبل. (ناظم الاطباء). اسیر بند کرده و گویند مقلوب مکبل است. (از اقرب الموارد). || نزد سبعیه، یکی از هفت تن که از آنها پیروی کنند. (از اقرب الموارد). ششمین درجه از درجات هفتگانه سبعیه که به وی اذن دعوت داده نشده بلکه مأذون است که با مردم احتجاج کند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به همین مأخذ شود.
کلمات همقافیه با «مکلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر