معنی مکفهر
8 بازدید
[ مُ فَ هِ رر ] (ع ص) ابر بر هم نشسته. (مهذب الاسماء). ابر سیاه توبرتو. (منتهی الارب) (آنندراج). ابر سیاه توبرتو و ستبر. (ناظم الاطباء). ابر سیاه غلیظ که بر یکدیگر سوار باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). || هر چیز بر هم نشستهٔ توبه تو. (منتهی الارب) (آنندراج). هر چیز بر یکدیگر سوار شده. (از اقرب الموارد). || رخسار کم گوشت درشت بی شرم یا رخسار درشت مایل به تیرگی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). - فلان مکفهراللون؛ فلان دارای رنگی است مایل به تیرگی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرد ترش روی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). عبوس. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - فلان مکفهر؛ فلان ترش روی است و در او اثری از شادی و خوشرویی نیست. (از اقرب الموارد). || کوه بلند درشت سخت. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکفهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر