معنی مکظوم
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) غمگین. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد): {/Bفَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاََ تَکُنْ کَصََاحِبِ اَلْحُوتِ إِذْ نََادی ََ وَ هُوَ مَکْظُومٌ . ۱-۱۳۶۸:۴۸/}(قرآن ۶۸/۴۸)؛ خدای را بخواند و او مکظوم و مغموم بود و اندوه رسیده. (تفسیرابوالفتوح ص ۳۸۲). - رجل مکظوم؛ مرد نیک اندوهمند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - غیظ مکظوم؛ خشم فروخورده. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکظوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر