معنی مکسوف
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از کسف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). تیرگی گرفته. تیره و تارشده. مظلم : انارة العقل مکسوف بطوع الهوی و عقل عاصی الهوی یزداد تنویراً. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مکسوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر