معنی مکسوب
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) ورزیده و گردآورده شده. (آنندراج). اندوخته شده و حاصل شده و کسب شده. (ناظم الاطباء). مقابل موهوب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): به یکی از دو طریق تواند بود یکی مکسوب و دیگری موهوب. اما مکسوب عادت است. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۸۲).
کلمات همقافیه با «مکسوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر