معنی مکسل
6 بازدید
[ مِ سَ ] (ع اِ) زه کمان نداف چون فروکشد از آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (ص) نسل مکسل؛ نسلی که پدران و اجداد آن در بزرگواری و صلاح اندک باشند. (از منتهی الارب). نسب مکسل؛ نسب و حسبی که پدران و اجداد صاحب آن چندان مشهور و معروف نباشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ سِ ] (ع ص) واد مکسل؛ رودباری که توجبه اش از نزدیک آید. (منتهی الارب) (آنندراج). رودباری که توجبه در آن از نزدیکیها آید. (ناظم الاطباء). وادیی که سیل در آن از نزدیکیها آید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکسل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سل» برای سرودن شعر