معنی مکری
12 بازدید
[ مُ کَ رْ ری ] (ع ص) شتر نرم آهسته رفتار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ را ] (ع ص) کرایه داده شده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اکراهٔ شود.[ مُ ] (اِخ) از طوایف آذربایجان ساکن شرق و شمال شرق مهاباد ساوجبلاغ. اهل تسنن و خانه نشین هستند. (کرد و پیوستگی نژادی آن ص ۶۶ و ۱۲۳). ساکنان ساوجبلاغ غالباً از کردهای شهرنشین و زارع هستند و از طوایف مکری می باشند که زمستان را در دهات و تابستان را در ییلاق بسر می برند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۷۶).
کلمات همقافیه با «مکری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر