معنی مکرراً
7 بازدید
[ مُ کَ رْ رَ رَنْ ] (ع ق) بارها. به کرات. به دفعات : مکرراً عرایض مشتمل بر شکایات به پایهٔ سریراعلی می فرستادند. (عالم آرای عباسی). و رجوع به مکرر شود.
کلمات همقافیه با «مکرراً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر