معنی مکتنف
7 بازدید
[ مُ تَ نَ ] (ع اِ) پناهگاه : چونکه کردی دم او را آن طرف گر رود واپس رود تا مکتنف. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۳۶۹).[ مُ تَ نِ ] (ع ص) پناه جوینده و یک سوشونده. (غیاث) (آنندراج). || کسی و یا چیزی که احاطه می کند و محصور می سازد. (ناظم الاطباء): حرص و کین هست از طباع مختلف مر مرا بر چار ضد شد مکتنف. (منسوب به مولوی، مثنوی چ رمضانی ص ۱۲۱). و رجوع به اکتناف شود. || مددگار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مکتنف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر