معنی مکتنز
6 بازدید
[ مُ تَ نِ ] (ع ص) مجتمع و ممتلی و پر. (ناظم الاطباء): کتاب مکتنز بالفوائد؛ کتابی پر از فواید. (از اقرب الموارد). انباشته. آکنده. پر. زفت که متخلخل و میان تهی نباشد. که انباشته و پر بود. که رخو نباشد. صلب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || ظاهراً در شاهد زیر بمعنی خطی که پر و کم فاصله یا بی فاصلهٔ خطوط از یکدیگر نوشته شده باشد: رأیت فهرستها فی وقف الجامع بمرو فی ستین ورقة بخط مکتنز. (معجم الادباء، ترجمهٔ ابوریحان بیرونی). || رجل مکتنزاللحم؛ مردی که دارای گوشت بسیار و سخت باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مکتنز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نز» برای سرودن شعر