معنی مکتسی
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) جامه پوشیده. (مهذب الاسماء). پوشنده و گلیم در برکشنده. (غیاث) (آنندراج). کسوت پوشیده و آن که خود را لباس می پوشاند. (ناظم الاطباء): هرگه که گوهر عقل در او به جنبش آید ذات او به لباس ملکیت مکتسی شود. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۰۰). گاه هوا هیئت آب بستاند، گاه آب به صورت هوا مکتسی شود... (مرزبان نامه). - مکتسی گشتن؛ پوشیده شدن. محاط شدن : در خیال از بس که گشتی مکتسی نک به سوفسطایی بدظن رسی.مولوی.
کلمات همقافیه با «مکتسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر