معنی مکتسب
7 بازدید
[ مُ تَ سَ ] (ع ص) به سعی و طلب حاصل کرده شده. (غیاث) (آنندراج). ورزیده شده و کسب شده و به سعی و کوشش حاصل شده. (ناظم الاطباء). مُقتَرَف. به دست کرده. حاصل کرده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقابل موروث : هم در این مجلس فرمود به نام سلطان منشور نبشتن ملکتهای موروث و مکتسب و آنچه به تازگی گیرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۷). راست گویم علم ورزم طاعت یزدان کنم این سه چیز است ای برادر کار عقل مکتسب.ناصرخسرو (دیوان ص ۳۷). نشاید پادشاهان را که... به وسایل موروث بی هنر مکتسب اصطناع فرمایند. (کلیله و دمنه). این دو نوع است یکی غریزی... و دوم مکتسب. (کلیله و دمنه). ملک موروث و مکتسب به وارث اهل و مستحق رسانید. (سندبادنامه ص ۸). ملک موروث را سیاستی است که ملک مکتسب را نیست. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۵). در تتابع احداث زمانه رقعهٔ موروث و مکتسب خویش برافشاند. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۲۵). || (اِ) جای حاصل کردن چیزی به سعی خود. (غیاث) (آنندراج).[ مُ تَ سِ ] (ع ص) به سعی خود حاصل کننده چیزی را. (غیاث) (آنندراج). ورزنده و آن که به سعی و کوشش خود چیزی را حاصل می کند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مکتسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر