معنی مکبود
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) گرفتار بیماری جگر. (ناظم الاطباء). کسی را گویند که در افعال کبد وی ضعفی باشد بی آنکه ورم یا درد داشته باشد. (از بحرالجواهر) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کسی را گویند که اندر جگر او آفتی باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی): خداوند جگر ضعیف را مکبود گویند و ضعیفی و درد جگر را کباد گویند. جالینوس می گوید مکبود آن را گویند که افعال جگر او باطل باشد بی آنکه دروی آماسی و ریشی و دبیله ای بود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «مکبود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر