معنی مکامعة
6 بازدید
[ مُ مَ عَ ] (ع مص) همخوابه گردیدن در یک جامه کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). همخوابه شدن با کسی در یک جامه چنانکه پوست آن دو با یکدیگر تماس حاصل کند. (از اقرب الموارد). || همخوابگی کردن دو مرد با هم، و هی التی نهی عنها. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). همخوابگی کردن دو مرد با هم و این در شرع ممنوع است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مکامعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر