معنی مکاتب
6 بازدید
[ مَ تِ ] (ع اِ) جِ مکتب. (دهار) (اقرب الموارد). مکتب ها و مدرسه ها. (ناظم الاطباء). و رجوع به مکتب شود.[ مُ تِ ] (ع ص) آن که با بندهٔ خود قرارداد بندد که اگر بهای خود را بپردازد آزاد گردد. و اگر هر یک از آن دو را (یعنی مالک و بنده را) مُکاتِب یا مُکاتَب بگوئیم رواست زیرا هر یک از آن دو در معنی فاعل و مفعولند. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). و رجوع به مادهٔ قبل شود.[ مُ تَ / مُ تِ ] (ع ص) آن بنده ای که خویشتن را بخرد. (دهار). آنکه خود را از خواجه بازخرد. (مهذب الاسماء). بندهٔ بها بر خود بریده. (منتهی الارب). غلامی که به رضای مالک خود قیمت خود را متکفل شود که از مزدوری خود به مالک خویش ادانماید و آزاد گردد. (غیاث) (آنندراج). بنده ای که با صاحب خود بهای خود را قطع کرده تا کم کم بپردازد. (ناظم الاطباء). بنده ای که مالک او با وی قرارداد بسته که اگر بهای خود را بپردازد آزاد گردد. (از اقرب الموارد). عبدی که قرارداد کتابت با مولای خود منعقد کرده باشد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): جنید گفت بندهٔ مکاتب هنوز بنده بود مادام که در می بر وی باقی بود. (ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه چ فروزانفر ص ۳۴۳ و ۳۴۴). اگر... بندهٔ مکاتب ما خواهی که باشی تا پس از کتابت رقم تحریر ما بر رقبهٔ خودکشی هر چه زودتر ربقهٔ طاعت را گردن بنه. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۰۲). مکاتب را اگر یک جو بمانده ست بدان جو جاودان در گو بمانده ست. عطار (اسرارنامه چ گوهرین ص ۵۹). گرچه بر من رقم تحریر است چون مکاتب ز تو خود را بخرم. کمال الدین اسماعیل (چ حسین بحرالعلومی ص ۲۵۳). روز دیگر بهر ابناءالسبیل روز دیگر مر مکاتب را کفیل.مولوی. و رجوع به کتابت و مکاتبة و ترکیب عبد مکاتب ذیل عبد شود. - مکاتب مشروط؛ بنده ای است که با مولای خود عقدی بسته که در فلان مدت فلان مبلغ را بپردازد تا آزاد شود، و شرط کرده است که اگر به پرداخت مبلغ قادر نبود به رقیت او بازگردد. و رجوع به ترکیب بعد شود. - مکاتب مطلق؛ بنده ای است که با مولای خود عقد بسته و در آن عقد مدت و عوض را معین ساخته است که پس از پرداخت آن عوض در آن مدت آزاد باشد. و رجوع به ترکیب قبل شود. || حدیثی است که حاکی از کتابت معصوم باشد اعم از آنکه به خط خود او باشد یا املاء او و خط دیگری. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی).
کلمات همقافیه با «مکاتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر