معنی مژده انداختن
6 بازدید
[ مُ دَ / دِ اَ تَ ] (مص مرکب) مژده دادن. مژده رساندن. بشارت دادن : گل مژدهٔ بازآمدنت در چمن انداخت سلطان صبا پر زر مصریش دهان کرد. سعدی (غزلیات). و رجوع به مژده دادن و مژده رساندن شود.
کلمات همقافیه با «مژده انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر