معنی مژدهکردن
6 بازدید
[ مُ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) مژده آوردن. مژده دادن. بشارت آوردن و خبر خوش آوردن. (ناظم الاطباء). || نخستین بشارت و خبر خوش را به کسی دادن. (ناظم الاطباء). و رجوع به مژده آوردن و مژده دادن شود. || کبوتری را به حالت مژده درآوردن. رجوع به مژده در این معنی شود.
کلمات همقافیه با «مژدهکردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر