معنی مچلکا
6 بازدید
[ مُ چَ ] (ترکی، اِ) لفظ ترکی است بمعنی عهدنامهٔ مجرمان. (غیاث). مأخوذ از ترکی، تمسک و دستاویز و سند و شرط و عهد و اقرار. مچلکاه. مچلکه. (ناظم الاطباء): هولاکوخان از وی بر آن سخن حجت طلبید بیچاره مچلکا باز داد. (جامع التواریخ رشیدی).
کلمات همقافیه با «مچلکا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کا» برای سرودن شعر