معنی مچاچنگ
5 بازدید
[ مَ چَ ] (اِ) کیری باشد از ادیم سعتریان دارند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۸۱). آلت چرمی که زنان بدکاره استعمال کنند، در فرهنگ سروری به هر دو جیم تازی گفته. (فرهنگ رشیدی). چرمینه را گویند و آن چیزی باشد که از چرم و غیره بمانند آلت تناسل سازند و زنان حریص شهوت بکار برند. (برهان) (آنندراج). چرمینه و کیر کاشی. (ناظم الاطباء): مال رئیسان همه به سائل و زایر وان تو به کفشگر ز بهر مچاچنگ. بو عاصم (از لغت فرس چ اقبال ص ۲۸۲).
کلمات همقافیه با «مچاچنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر