معنی مچاله کردن
5 بازدید
[ مُ لَ / لِ کَ دَ ] (مص مرکب) در میان مشت فشرده گرد کردن: کاغذ را در مشتش مچاله کرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مچاله و مچاله شدن شود.
کلمات همقافیه با «مچاله کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر