معنی مو زدن
7 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) اختلاف بسیار جزئی داشتن (معمولاً در جملهٔ منفی استعمال شود): قیافه اش با قیافهٔ او مو نمیزند، یعنی کوچکترین اختلافی ندارد. (از یادداشت مؤلف). || در نهایت استقامت و راستی بودن. در استقامت اندک کجی نداشتن. در یک ردیف مستقیم قرار داشتن: رج آجرها که چیده است مو نمی زند، بر یک امتداد است. || در نهایت حساسیت بودن و جزئی اختلاف را نشان دادن چنانکه ترازوئی دقیق.
کلمات همقافیه با «مو زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر