معنی موچکدان
6 بازدید
[ چَ ] (اِ مرکب) جای موچک. ظرف که در آن موچک نهند. در عبارت ذیل از تذکرةالملوک (کتابی که دربارهٔ آداب و رسوم و مشاغل و تشکیلات دربار صفوی است) در شرح شغل فراش باشی و مشعلدارباشی این کلمه مرکب از «موچک» و «دان»، پسوند ظرف و مکان، به صورت اسم مرکب آمده است، اما معنی آن روشن نیست : در ذکر تحویلات او [ مشعلدارباشی ] است، و تحویلات او بدین موجب است: قالی و قالیچه... سریش، فانوس، موچکدان ، لندره دوز... (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۳۱).
کلمات همقافیه با «موچکدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر