معنی موهن
8 بازدید
[ مَ هِ ] (ع اِ) مقدار نیم شب. || پارهٔ دراز از شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پاره ای از شب. (مهذب الاسماء).[ هِ ] (ع ص) کسی و یا چیزی که سست و ضعیف و ناتوان می کند. (ناظم الاطباء). سست کننده. (از منتهی الارب): {/Bذََلِکُمْ وَ أَنَّ اَللََّهَ مُوهِنُ کَیْدِ اَلْکََافِرِینَ. ۱-۷۸:۱۸/}(قرآن ۸/۱۸)؛ این است شما را به درستی که خدا سست کنندهٔ مکر کافران است. (تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۵ ص ۶۰). || اهانت آور. مایهٔ اهانت. توهین آور: عبارات موهن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر