معنی مومگیری
6 بازدید
(حامص مرکب) آلودن و اندودن به موم. || طرح ریزی نقشها بر روی موم، به این ترتیب که سرتاسر ظرف یا زمینهٔ کار را موم می گیرند و جای نقشها را خالی می گذارند آنگاه با رنگهای لعابی آن را می آلایند و حرارت می دهند.
کلمات همقافیه با «مومگیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر